واژه جو

پوش

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ.) ۱- جامه، پوشش. ۲- خیمه، چادر. ۳- زره، جوشن. ۴- در ترکیب با بعضی واژه‌ها معنای فاعلی می‌دهد مانند: زره پوش. ۵- در ترکیب با بعضی واژه‌ها معنای مفعولی می‌دهد مانند: گالی پوش.

معنی پوش | واژه جو