واژه جو

پوسکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پوسکان . (اِخ ) دهی از دهستان کمارج بخش خشت شهرستان کازرون . در ٤٨ هزارگزی خاور کنار تخته و دامنه ٔ جنوبی کوه سلب . کوهستانی، گرمسیر، مالاریائی، دارای ٨٣ تن سکنه، فارسی زبان .آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).

معنی پوسکان | واژه جو