پوستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص نسب.)<BR>۱- منسوب به پوست ؛ جلدی، قشری.<BR>۲- تنبل، کاهل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) ۱- منسوب به پوست ؛ جلدی، قشری. ۲- تنبل، کاهل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوستی . (ص نسبی ) منسوب به پوست . از پوست . جلدی . قشری . ♦ کاغذ پوستی یا کاغذ پوست آهو ؛ کاغذی از پوست تنک کرده . قسمی کاغذ شفاف و محکم و شکننده . ♦ کلاه پوستی ؛کلاه از پوست بره و بیشتر برنگ سیاه . مقابل کلاه ماهوتی یا مقوائی . ◄ پوست فروش . ◄ آنکه پوست کوکنار خورد و این در هند و در ایران قدیماً معمول بوده است . ◄ مرد کاهل و سست . تریاکی .
فرهنگ طیفی واژهدان
چرمی، فلسی، درمال، جلدی