واژه جو

پوست دیگر پوشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پوست دیگر پوشیدن . [ ت ِ گ َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه است از تغییرروش دادن . رفتار دیگر کردن : احمد حسن شمایان را نیک می شناسد، باید تا پوست دیگر پوشید و هر کس شغل خویش کند. (تاریخ بیهقی ). احمد حسن شمایان رانیک شناسد، بر آنجمله که تا اکنون بوده است فرانستاند، باید تا پوست دیگر پوشید. (تاریخ بیهقی ص ١٥٤).

معنی پوست دیگر پوشیدن | واژه جو