پهن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(پَ هَ) (اِ.) = پهنه: شیری که به سبب مهربانی در پستان مادر طغیان کند، پهنه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپخش، پهناور، عریض، فراخ، گسترده، گشاد، مسطح، وسیع ≠ کمعرضواژه قبلی: پهمزکواژه بعدی: پهن کردن