واژه جو

پندش

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(پُ دَ) (اِ.) = پند. پندک. پنجش: (اِ.) گلوله پنجه حلاجی کرده ؛ پنجک، بند، بندک، باغنده، گلوج پنبه.

معنی پندش | واژه جو