واژه جو

پنج دیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پنج دیه . [ پ َ ] (اِخ ) پنج ده . از اعمال مروالرود: امیری بود بحدود مروالرود و پنج دیه و طالقان . (جهانگشای جوینی ). رجوع به پنج ده شود.

معنی پنج دیه | واژه جو