واژه جو

پناهگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پناهگاه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) آنجا که برای حفظ جان و سلامت پناه برند. اندخسواره . جای استوار. ملجاء. معاذ. ملاذ. مفازه . منجات . مناص . حصن . (مجمل اللغة). مأوی . موئل . معقل . کنف . (دهار). مفزع . مَثمل . وَزْر. لوذ. حِرز. (محمود ربنجنی ). حصار. و نیز رجوع به پناه جای شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پناهگاه | واژه جو