واژه جو

پناه داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پناه داشتن . [ پ َ ت َ ] (مص مرکب ) ملجاء داشتن : کسی کو ز جاهت ندارد پناه کسی کو ز عدلت ندارد سپر چو جسمی بود کش نباشد روان چو چشمی بود کش نباشد بصر. امیر معزی .

معنی پناه داشتن | واژه جو