واژه جو

پلاسید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پلاسید. [ پْلا / پ ِ ] (اِخ ) (سن ...) رهبان بندیکتن متولد در رم، او همراه سن بنوا به کوه کاسن رفت . ذکران او پنجم اکتبر است .

معنی پلاسید | واژه جو