واژه جو

پلاسما

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(پِ) [ انگ. ] (اِ.) بخش مایع خون یا لنف متشکل از آب، پروتئین‌ها و مواد معدنی.<br>

فرهنگ فارسی معین

(پِ) [ انگ. ] (اِ.) بخش مایع خون یا لنف متشکل از آب، پروتئین‌ها و مواد معدنی.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

خونابه

معنی پلاسما | واژه جو