پشیزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ زِ) (اِ.) = پشیز:<BR>۱- پولک فلزی ریز که بر جامه یا هر چیز دیگر بدوزند.<BR>۲- چیزی است از برنج و امثال آن که مابین دسته و تیغة کارد وصل کنند برای استواری.<BR>۳- چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند.<BR>۴- آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند.<BR>۵- فلس ماهی، پولک ماهی.<BR>۶- فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.<br>