واژه جو

پشت کوژ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پشت کوژ. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پشت کوز. خمیده . خم گشته . پشت دوتا. خمیده قامت . پشت خم : وگر بیاید زانگونه باز بایدگشت که خان ز دشت کتر پشت کوژ و روی آژنگ . فرخی . ◄ کنایه از فلک باشد.

معنی پشت کوژ | واژه جو