واژه جو

پسند داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پسند داشتن . [ پ َ س َ ت َ ] (مص مرکب ) پسندیدن . قبول کردن : و در عقد نکاح و عروسی وی [ طغرل ] تکلف هاء بی محل نمود چنانکه گروهی از خردمندان پسند نداشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٥٤). ◄ ستودن . حمد.

معنی پسند داشتن | واژه جو