واژه جو

پزغند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(پُ غَ) (اِ.) دانه‌ای پسته مانند که مغز ندارد و به وسیلة آن پوست حیوانات را دباغی کنند.<br>

معنی پزغند | واژه جو