پروین اعتصامی | دیوان اشعار | مثنویات، تمثیلات و مقطعات | بام شکسته
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بادی وزید و لانه خردی خراب کرد بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی از دستبرد حادثهای، بسته شد دری از هم گسست رشته عهد و مودتی نابود گشت نام و نشانی ز دفتری فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری ناچیز گشت آرزوی چند سالهای دور اوفتاد کودک خردی ز مادری