واژه جو

پروز

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(پَ وَ) (اِ.) ۱- نژاد، اصل و نسب. ۲- وصله، پینه، پارچه باریک حاشیه لباس. ۳- هر چیز گستردنی. ۴- سجاف جامه.

(~.) (اِ.) = فریز. فرزد. فروزد: نوعی از سبزه در غایت سبزی و طراوت، مرغ.

معنی پروز | واژه جو