پرنهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ. نَ دَ)<BR>۱- (مص ل.) ناتوان شدن، پرافکندن.<BR>۲- (مص م.) کسی را از جایی بیرون راندن، آواره کردن.<BR>۳- از سر خود دور کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ. نَ دَ)<BR>۱- (مص ل.) ناتوان شدن، پرافکندن.<BR>۲- (مص م.) کسی را از جایی بیرون راندن، آواره کردن.<BR>۳- از سر خود دور کردن.<br>