پرمغز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرمغز. [ پ ُ م َ ] (ص مرکب ) که مغز بسیار دارد. ♦ گفته ٔ پرمغز ؛ سخنی پرمعنی . ♦ مردی پرمغز ؛ مردی سخت دانا.
فرهنگ طیفی واژهدان
پرمعنا، موجز، مختصر، قصار، نغز، لب لباب، اندرزآمیز، خردمندانه معماگونه بدیهی، کلیشه، مرسوم واجب خردمند، ظریف طبع
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی