پردگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(پَ دِ) (ص نسب.)<BR>۱- راز، هر چیز پوشیده.<BR>۲- مستور، زن و دختر باحجاب.<BR>۳- حاجب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپردهنشین، زن، مستورهپردهدار، حاجبواژه قبلی: پردکواژه بعدی: پردگی گشتن