پردازش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ زِ) (اِمص.)<BR>۱- به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن.<BR>۲- انجام دادن مجموعهای از عملیات مختلف روی اطلاعات و دادهها در کامپیوتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ زِ) (اِمص.) ۱- به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن. ۲- انجام دادن مجموعهای از عملیات مختلف روی اطلاعات و دادهها در کامپیوتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پردازش . [ پ َ زِ ] (اِمص ) توجه . اشتغال : به سه روز شاه جهان را ز رزم نبد ایچ پردازش خواب و بزم . فردوسی . ولی این کلمه بیش از یکجای نیامده و ظاهراً تصحیفی است و شاید اصلاً در این بیت پرواش از... بوده است .