پرداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ تَ) [ په. ] (مص م.)<BR>۱- ادا کردن، کارسازی کردن.<BR>۲- جلا دادن.<BR>۳- به انتها رسانیدن.۴ - شرح دادن.<BR>۵- خالی کردن، خلوت کردن.<BR>۶- دور کردن، جدا کردن.<BR>۷- آهنگ کار کردن، به کاری دست زدن.<BR>۸- از کاری فارغ شدن.<BR>۹- آماده کردن، ترتیب دادن. <BR>۱۰ - ترک کردن، رها کردن. <BR>۱۱ - توجه کردن، اعتنا کردن. <BR>۱۲ - رفع کردن. <BR>۱۳ - رای زدن، مشورت کردن. <BR>۱۴ - گرفتن، ربودن. <BR>۱۵ - جدا کردن. <BR>۱۶ - مقید شدن.<br>