واژه جو

پرتحرک

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فعال، پرتکاپو، پرانرژی، پرجنب وجوش، باحرارت، علی‌ورجه، پویا، مشتعل، چابک، فعال، زحمتکش دارای فعالیت متحرک برقی، الکتریکی هسته‌ای، پرتوزا، پرتوافکن، درخشان

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی پرتحرک | واژه جو