واژه جو

پراکندنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پراکندنی . [ پ َ ک َ دَ ] (ص لیاقت ) که پراکندن آن واجب بود. ◄ ازدر پراکندن . درخور پراکندن . قابل تفرّق، قابل تفریق . ◄ نثار : هیونان بسیار و افکندنی ز پوشیدنی هم پراکندنی . فردوسی . زپوشیدنی هم ز گستردنی ز افکندنی هم پراکندنی همانا شتروار باری دویست ... فردوسی .

معنی پراکندنی | واژه جو