پر و پا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ رُ) (اِمر.) ۱- پا. ۲- پیش آمد ؛ از ~افتادن درمانده شدن. ؛به ~ی کسی پیچیدن کنایه از: مزاحمت و دردسر ایجاد کردن برای کسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ رُ) (اِمر.) ۱- پا. ۲- پیش آمد ؛ از ~افتادن درمانده شدن. ؛به ~ی کسی پیچیدن کنایه از: مزاحمت و دردسر ایجاد کردن برای کسی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پر و پا. [ پ َ رُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) پا: پر و پام نجس شده . ◄ پیش آمد : خوب پر و پائی برای فلان افتاده است . چنین پر و پائی برای هیچکس نیفتاده . ◄ بنیان محکم . اساس استوار: گفته های او پر و پائی ندارد. ♦ از پر و پا افتادن ؛ آمد و رفت قطع شدن : آخر شب مردم که از پر و پا افتادند مطالعه بهتر می توان کرد. ۩ سکوت و آرامش یافتن . ۩ بیطاقت شدن . رجوع به پر و پای و رجوع به پا و پر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی