پر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پُ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- لبریز شدن.<BR>۲- فراوان شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پُ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- لبریز شدن. ۲- فراوان شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرشدن . [ پ ُ ش ُدَ ] (مص مرکب ) مملو گشتن . امتلاء. ملاء : سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل . سعدی . ◄ بسیار شدن : پشه چو پر شد بزند پیل را با همه تندی و صلابت که اوست . سعدی . ♦ پر شدن آوند ؛ تمذّج . ♦ پر شدن شکم ؛ اندراع . اکتظاظ.