پذرفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ رُ) (ص فا.)<BR>۱- ضامن، کفیل.<BR>۲- فرمانبردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ رُ) (ص فا.) ۱- ضامن، کفیل. ۲- فرمانبردار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پذرفتار. [ پ ِ رُ ] (نف ) پذیرفتار. کفیل . (زمخشری ). حمیل . پایندان . ضامن . کسی که کم و بسیار کسی بر گردن گیرد و برساند. صبیر.غریر. قبیل . (منتهی الارب ). کافل . زعیم : دلت براز خدااز زمانه راهبر است کفت به روزی خلق خدای پذرفتار. اسدی . ♦ پذرفتار شدن ؛ زعامت . ضمانت . کفالت . پایندانی .