واژه جو

پایین آوردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کاهش دادن، فرود آوردن، باعث افت شدن، شیررا بستن، بستن پایین نگه‌داشتن، سرکوب کردن، تحت انقیاد درآوردن، فرونشاندن غرق کردن، غرق شدن له کردن، افقی کردن، انداختن خاکبرداری کردن، مقعر کردن افت داشتن سرنگون کردن، واژگون کردن، چپه کردن، وارونه کردن تحقیر کردن، سبک داشتن

معنی پایین آوردن | واژه جو