پایمال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص مف.)<BR>۱- لگدکوب شده.<BR>۲- از بین رفته.<BR>۳- زبون، پست.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپایخست، لگدکوب، لگدمالتباه، تلف، خراب، کوفته، نابود، هدرواژه قبلی: پایستهواژه بعدی: پایمال شدن