پالودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ په. ]<BR>۱- (مص م.) صاف کردن، پاک کردن.<BR>۲- تهی کردن.<BR>۳- (مص ل.) پاکیزه شدن.<BR>۴- (مص م.) تباه کردن، ضایع کردن.<BR>۵- (مص ل.) تباه شدن، ضایع شدن.<BR>۶- (مص م.) گداختن، ذوب کردن، به قالب ریختن سیم و زر و مانند آن.<BR>۷- (مص ل.) تمام شدن، کاستن.<BR>۸- (مص م.) تشکیک کردن، انتقاد کردن.<BR>۹- نجات دادن، خلاص دادن. <BR>۱۰ - (مص ل.) خلاص شدن، نجات یافتن. <BR>۱۱ - بزرگ شدن. <BR>۱۲ - (مص م.) بزرگ گردانیدن <BR>۱۳ - تر کردن، نمناک کردن، آغشتن.<br>