پاسیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص م.)<BR>۱- نگهبانی کردن، پاس داشتن.<BR>۲- مواظبت کردن. <BR>۳- لمس کردن، پسودن.<br>واژه قبلی: پاسگزارواژه بعدی: پاسیده