واژه جو

پاسوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاسوار. [ س َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) سوارپا. پیاده ٔ جلد و چابک . (برهان ).

معنی پاسوار | واژه جو