واژه جو

پاس داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) (مص م.)<BR>۱- پاسبانی کردن، نگهبانی.<BR>۲- رعایت کردن، احترام گذاشتن.<BR>۳- جستجو کردن، تفتیش کردن.<br>

معنی پاس داشتن | واژه جو