واژه جو

پاریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاریدن . [دَ ] (مص ) پرواز کردن . (برهان ). پریدن : پر پروانه پی درک تف شمع بود چونکه پر یافت بخواهد پر و پر پاریدن . مولوی .

معنی پاریدن | واژه جو