و
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ق.) خاصه، مخصوصاً.
(~.) [ ع. ] (حر.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.
(واو معدوله) از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته میشود ولی خوانده نمیشود: خواب، خواهش، خویش، خویشتن. اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ میکردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول میکردند آن را واو معدوله نامیدهاند. لازم به توضیح است که همیشه پیش از واو معدوله حرف «خ» و بعد از آن یکی از حروف «د، ر، ز، س، ش، ن، و، ه، ی» واقع میشود.