واژه جو

ویرانه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

محل تخریب، خرابه، آوار، برهوت، وادی، بیابان مسلخ، کشتارگاه منطقه زلزله‌زده، زلزله، بلا، خشونت، مایه هلاک محل انفجار، محل موشک‌زده، منطقه جنگ‌زده، محل بمباران شده، عامل مرگ‌ومیر، بمباران میدان جنگ خرابه‌ها، قدمت، کهنگی محشر، آخر بیغوله، محل فلاکت‌زده رک ویرانگر مردگی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ویرانه | واژه جو