واژه جو

وکیف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وکیف . [ وَ ] (ع مص ) وکوف . وکف . چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یعنی دروه کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به وکوف و وکف شود. ◄ قطره قطره جاری ساختن چشم اشک را و ابر باران را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یا دروا کردن . (آنندراج ). چکیدن آب ازسقف و دلو و آنچ بدین ماند. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی وکیف | واژه جو