وقف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) ایستادن، درنگ کردن.<BR>۲- (مص م.) تخصیص دادن ملک یا مالی برای مصرف کردن در اموری که وقف کننده تعیین کردهاست.<BR>۳- درنگ کردن در بین کلام و دوباره شروع کردن آن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) ایستادن، درنگ کردن.<BR>۲- (مص م.) تخصیص دادن ملک یا مالی برای مصرف کردن در اموری که وقف کننده تعیین کردهاست.<BR>۳- درنگ کردن در بین کلام و دوباره شروع کردن آن.<br>