وضع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ایجاد نمودن، برقرار کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ایجاد نمودن، برقرار کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وضع کردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ایجاد کردن . اختراع نمودن . قرار دادن . نهادن . - وضع کردن بیضه ؛ تخم نهادن . ◄ کاستن . کم کردن . منها کردن .
واژگان فارسی سره واژهدان
روایی ساختن، رواج دادن، برنهادن