واژه جو

وصل‌کننده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

چسباننده، پیونددهنده، رابط، ملتحمه، الحاقی، سیمی، منسجم ریسیده، رشته، الیاف‌دار [اسم:] کلید برق، سوئیچ، منگنه، پانچ، بسته‌کننده جوشکار

معنی وصل‌کننده | واژه جو