واژه جو

وزون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وزون . [ وُ ] (ع اِ) ج ِوزن، به معنی آن قدر از خرما که یک کس برداشتن نتواند، و آن نیم جله از جله های هجر یا سه یک جله ٔ آن باشد.(منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رجوع به وزن شود.

معنی وزون | واژه جو