وزنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ نِ) [ ع. وزنة ] (اِ.)<BR>۱- سنگ ترازو.<BR>۲- صفحههای گرد و گویهای فلزی در ورزش -های وزنه برداری و پرتاب وزنه.<BR>۳- شخص دارای نفوذ و قدرت: وزنة سیاسی، وزنة اقتصادی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ نِ) [ ع. وزنه ] (اِ.) ۱- سنگ ترازو. ۲- صفحههای گرد و گویهای فلزی در ورزش -های وزنه برداری و پرتاب وزنه. ۳- شخص دارای نفوذ و قدرت: وزنه سیاسی، وزنه اقتصادی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وزنة. [ وَ ن َ ] (ع ص ) زن خردمند سنجیده ٔ پست بالا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) یک مرتبه وزن کردن . (از اقرب الموارد).
وزنة. [ وِ ن َ ] (ع اِمص ) سنجیدگی . (منتهی الارب ): انه لحسن الوزنة؛ ای الوزن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). برای نوع وزن است . (اقرب الموارد).
وزنه . [ وَ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) هر سنگ یا فلز که برای سنجیدن به کار است . سنگ وزن . سنگ ترازو. سنگی که بدان چیزی را در ترازو می سنجند. (ناظم الاطباء). سنگی یا فلزی که بدان چیزی را در ترازو می سنجند.(فرهنگ فارسی معین ). ◄ ظرف بلوری درجه داری که در آن مایعات را وزن می کنند. (ناظم الاطباء). - وزنه دار ؛ ظرف درجه داری که درآن هر چیز مایعی را به دقت می سنجند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
سنگ، سرب، کیل، کیلو پارسنگ
واژگان فارسی سره واژهدان
سنگه، سنگ ترازو، سنگ