ورزیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(وَ دِ) (ص مف.)<BR>۱- کارآزموده، با تجربه.<BR>۲- نیرومند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآزموده، خبره، کاردان، کارکشته، ماهر، متبحرقوی ≠ تازهکارواژه قبلی: ورزیدنواژه بعدی: ورزیدگی