واژه جو

وحشتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وحشتی . [ وَ ش َ ] (اِخ ) از شاعران و از مردم جوشقان از توابع کاشان است . این بیت ازوست : فرهاد اگر از بیستون گلگون به گردن میبرد من بیستون را میبرم کارم چوبر گردن فتد. (مجمع الخواص ص ٢٢٣).

معنی وحشتی | واژه جو