واژه جو

وحدت هندوستانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وحدت هندوستانی . [ وَ دَ ت ِ هَِ ] (اِخ ) شیخ محمد، از شاعران و از مردم کلکته از اعمال بنگاله و پدرش از قضات آن شهر بود. (ریاض العارفین ص ٦٢٣، ٦٢٤).

معنی وحدت هندوستانی | واژه جو