واژه جو

وحدانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(وَ) [ ع. ] (ص نسب.) تنها، یکتا.<br>

فرهنگ فارسی معین

(وَ) [ ع. ] (ص نسب.) تنها، یکتا.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وحدانی . [ وَ نی ی ] (ع ص ) آنکه تنهایی گزیند و از مردم دوری کند. (المنجد). مفارقت کننده از جماعت و منفرد به نفس . (اقرب الموارد).

معنی وحدانی | واژه جو