واژه جو

وجه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(وَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- روی، چهره.<BR>۲- طریقه، جهت.<BR>۳- پول. ج. وجوه.<BR>۴- ذات، شخص.<BR>۵- قصد، نیت.<BR>۶- دلیل، سبب. ؛ ~ ضمان پول (یا مالی) که برای ضمانت می‌سپارند. ؛~ ِ مصالحه آن چه برای برقراری صلح میان دو طرف مورد معامله قرار می‌گیرد.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی وجه | واژه جو