واگیردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.) مرضی که از بیمار به دیگران سرایت کند، ساری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) مرضی که از بیمار به دیگران سرایت کند، ساری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واگیردار. (نف مرکب ) مسری . ساری . مرضی که از بیمار به اطرافیان سرایت کند. مرضی بودار. رجوع به واگیر داشتن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی