وانمودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(نَ یا نُ دَ) (مص م.) باز نمودن، نشان دادن.<br>واژه قبلی: وانمودواژه بعدی: وانگاه