واژه جو

والانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

والانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) ریش . جراحت . (رشیدی ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (جهانگیری ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). خستگی . (فرهنگ خطی ). ولانه . (سروری از حاشیه ٔ برهان قاطع).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی والانه | واژه جو